.•°* آیه های جنون *°•.
|
||
پس از سالها دوری از آنجا تا اینجا:
او 1: هِه هِه مثلا تو در این مدت برای اثباتِ عشق چکار کردهای که ادعا داری؟!!!
او 2: هیچ نکردم جانم! بیادعا تنها کار ِ بیارزشی که کردم سرکوبِ شدیدِ میلِ جنسیِ آتشینم بود, به زور ِ تعهد به تو. همین!
- ای احمق!
شیطان، عزیز ِ دو قلوی من است. دست به یکی کرده ایم شما را خر کنیم، به بهانه ی آزمایش و امتحان. محض سرگرمی.
حال، ما اعتراف میکنیم میخندیم، شما گریه کنید بگویید «استغفرالله»، بلکه سادگی شما را ببخشم بخاطر ِ عشق دروغینی که کورتان کرده تا بیــــخ!!!!!
آره من خودخواهم, من خود پسندم, من مغرورم و کاملا از این بابت راضی هستم, در کل خیلی فراوون «از خود راضی» هستم.
و در پایان همینم که هستم.
هیس! اعتراض داشته باشی از ماتحت وارد ِ جهنمت میکنم. خدا رو اگه دوس داشته باشی باید همونطور که هست بپذیریش
گفتم هیس!!!
با شما نبودم خانم
به مخ نداشتمون فشار آوردیم که یه sms اختراع کنیم شد این:
سلام. مهمونا تو راهن دارن میان. همه چی رو آماده کردم. آجیل، شیرینی، سیب، موز، پرتقال! فقط هلو مونده که اون هم الان داره اس ام اس منو میخونه
بخشیده شدم توسط خالق بابت این گناه در این آپدیت... اینجاس
منصب خدایی به من برگردونده شد
آخه خدا از من بهتر پیدا نمیشه! خوشالم که به خالق هم ثابت شد
توالت برای یک مغز نداشته => آیه های جنون